|
فرق لامپهای کم مصرف با لامپهای رشته ای از نظر ساختمانی چیست؟
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 20:22  توسط قادرصلحی
|
کلاسهای تقویتی وخصوصی مدارهای الکتریکی..ماشینهای الکتریکی DCوَََAC ..مبانی برق..ریاضیات ۱و۲ با نازلترین قیمت به صورت انفرادی وگروهی از اول آبان شروع میشود.تلفن تماس ۰۹۱۴۳۰۶۴۴۷۳
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 20:16  توسط قادرصلحی
|
فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390ساعت 22:56  توسط قادرصلحی
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم مهر 1390ساعت 23:44  توسط قادرصلحی
|
![]()
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم شهریور 1390ساعت 22:37  توسط قادرصلحی
|
بایستی یاد بگیریم چگونه یاد بگیریم آنوقت یاد گیری آسان میشود
مراحل یاد گیری از دیدگاه یک معلم ۱) خواستن ۲)هدف مراحل خواستن:نیاز-توانایی-علاقه- مراحل هدف:انگیزه-شروع-برنامه-عمل احساس نیاز از دیدن یا از تشویق ویا از اثر حاصل میشود. احساس توانایی از اراده قوی یا از تشویق ویا از تلقین حاصل میشود. احساس علاقه فقط از فطرت آدمی در میاد. انگیزه راباید داشت شروع باید کرد برنامه را بایست نوشت عمل باید انجام گیرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم شهریور 1390ساعت 22:26  توسط قادرصلحی
|
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 22:34  توسط قادرصلحی
|
+ نوشته شده در جمعه چهارم شهریور 1390ساعت 14:49  توسط قادرصلحی
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم مرداد 1390ساعت 23:50  توسط قادرصلحی
|
عید بزرگ غدیر بر شیعیان علی(ع) مبارکباد
+ نوشته شده در دوشنبه یکم آذر 1389ساعت 22:29  توسط قادرصلحی
|
عید قربان عید ابراهیمی بر مسلمانان جهان مبارکباد
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آبان 1389ساعت 21:1  توسط قادرصلحی
|
مرد کور
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود. روی تابلو خوانده می شد: «من کور هستم لطفا کمک کنید.» روزنامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت؛ نگاهی به او انداخت. فقط چند سکه در داخل کلاه بود.. او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد، تابلوی او را برداشت، آن را برگرداند و اعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد. عصر آن روز، روز نامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است. مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی آن چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم؛ لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچ وقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد: « امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!! »وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید، استراتژی خود را تغییر بدهید؛ خواهید دید بهترین ها ممکن خواهد شد؛ باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. یکی از بستگان خدا
-آهای، آقا پسر!پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق میزد وقتی آن خانم، کفشها را به او داد.پسرک با چشمهای خوشحالش و با صدای لرزان پرسید: شما خدا هستید؟ -نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم! اشتباه فرشتگان
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389ساعت 23:9  توسط قادرصلحی
|
اولین چاپخانه در سال 1227 توسط شاهزاده عباس میرزا در تبریز تاسیس شد و 12 سال بعد دومین چاپخانه در تهران تاسیس گردید.برای اولین بار کتب خارجی در تبریز ترجمه گردید که از آن جمله عبارتند از: پطر کبیر،شارل دوازدهم،اسکندر کبیر،... .اولین رمان ایران به نام((ستارگان فریب خورده- حکایت یوسف شاه سراج)) توسط میرزا فتحعلی آخوند زاده در تبریز به رشته تحریر در آمد. اولین دایرهّ المعارف توسط محمد رضا زنوزی تبریزی نوشته شد.اولین کتابخانه عمومی توسط میرزاحسن خان خازن لشگردر سال 1312 در تبریز تاسیس شد.
اولین سینمای ایران پس از پنج سال از اختراع جهانی آن(توسط برادرن لومیر) ، در تبریزبا نام سولّی(آفتاب) تاسیس گردید. اولین نمایشنامه وتئاتر در تبریز به سال 1261 شکل گرفت. اولین عکاسخانه توسط قاسم میرزا در تبریز راه اندازی شد. اولین فوتبالیست شاغل در اروپا (بلژیک) به نام حسین صدقیانی از اهالی تبریز در سالهای 1309-1311 بهترین گل زن باشگاههای این کشور بود و در فینال جام باشگاههای بلژیک با به ثمر رساندن سه گل باعث قهرمانی تیم رویال شالروا اسپورتینگ کلوپ در مقابل تیم بروکسل گردید. در زمینه پزشکی نخستین طبیب محصل فرهنگ نخستین کتابهای پزشکی - نخستین آبله کوبی - نخستین دانشکده پرستاری مامائی - نخستین دندانهای مصنوعی - اولین عمل قلب باز - پیوند قلب برروی سگها و نخستین عمل پیوند کلیه توسط دکتر جواد هیات در سال 1347 در تبریز به انجام رسید. اولین هوانورد ایرانی به نام کلنل محمد تقی خان پسیان از اهالی تبریز بود. اولین کارخانه اسلحه و مهمات در شهر تبریز بنا نهاده شد . اولین کارخانه چینی سازی در شهر تبریز ساخته شد. اولین کارخانه تولید برق در این شهر و اولین خیابانی که در آن از چراغهای برقی استفاده شد خیابان چراغ گازی تبریز بود. اولین ضرابخانه ماشینی و انتشار اسکناس از فعالیت های این شهر اولین ها بود. اولین شهر ایران که صاحب تلفن شد تبریز بود . اولین انجمن زنان در تبریز توسط صاحب سلطان خانم تشکیل گردید . اولین بلدیه و نظمیه پلیس مردمی و شهرداری ایران متعلق به تبریز است.اولین مهمانخانه توسط میرزا اسحق خان معززالدوله در تبریز پذیرای مهمان گردید . اولین مدرسه کر و لال ها توسط جبارباغچه بان و اولین مدرسه نابینایان توسط یک میسیون آلمانی و اولین مدارس حرفه ای و بازرگانی توسط محمدعلی تربیت واولین کودکستان توسط ابوالقاسم فیوضات در تبریز بنا گذاشته شد. اولین پایگاه لرزه نگاری در تبریز (شهر زلزله خیز) بنا گذاشته شد. راز خوشبختی
روزی یک زوج، بیست و پنجمین سالگرد ازداوجشان را جشن گرفتند. آنها در شهر مشهور شده بودند به خاطر اینکه در طول 25 سال حتی کوچکترین اختلافی با هم نداشتند. تو این مراسم سردبیرهای روزنامه های محلی هم جمع شده بودند تا علت مشهور بودنشون (راز خوشبختیشونو) بفهمن.
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389ساعت 22:18  توسط قادرصلحی
|
میلاد با سعادت حضرت معصومه (س) را بر تمامی شیعیان جهان تبریک میگویم.دیدار ما در کنار حرم مطهرش
+ نوشته شده در شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 21:56  توسط قادرصلحی
|
شهادت امام جعفر صادق (ع) را بر شیعیان جعفری تسلیت می گویم.
+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مهر 1389ساعت 21:31  توسط قادرصلحی
|
رسیدن ماه مهر .ماه شکوفایی تعلیم و تربیت بر فرهنگیان گرامی ودانش آموزان عزیز مبارکباد
+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389ساعت 22:12  توسط قادرصلحی
|
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 11:50  توسط قادرصلحی
|
به گزارش خبرآنلاین دیپاک پاسوان 7 ساله در یکی از عقب ماندهترین قسمت
های هند به دنیا آمد. یک بدن ناقص که در اصل جفت دوقلوی رشد نیافته او بود از ناحیه شکم به او چسبیده بود. این بدان معناست که او در هنگام تولد با 4 دست ،4 پا و یک سر به دنیا آمد. بعد از تولد او، زائران مذهب هندو از روستاهای اطراف برای ملاقات این کودک به خانه آنها میآمدند ، چرا که او را تجسم یکی از خدایان خود به نام ویشو که بیش از 4 عضو داشت میدانستند. خانواده او در ماه مارس تقاضای کمک کردند تا بتوانند این اعضای اضافی را از بدن فرزندشان جدا کنند. سر انجام بیمارستانی در جنوب شهر بنگالور هزینه این عمل جراحی پیچیده و خطرناک را به عهده گرفت. پدر او به نام ویرش پاسوان گفت: ما همیشه به دنبال آن بودیم تا این اعضای اضافی را با کمک جراحی از بدن فرزندمان جدا کنیم تا با او دیگر مانند یک نماد مذهبی برخورد نشود. بعد از انجام جراحی پدر این کودک نتیجه عمل را در حد معجزه دانست و ابراز امیدواری کرد فرزندش بتواند مانند دیگر کودکان هم سن و سال خود به مدرسه برود.یک تیم متشکل از 15 پزشک روی مورد دیپاک نظارت داشتند و بعد از ماهها مشورت و مذاکره سرانجام تصمیم به انجام این عمل جراحی گرفتند. این موارد زمانی اتفاق میافتد که یک دوقلو در رحم مادر شروع به رشد میکنند، اما در نهایت یکی از فرزندان نمیتواند به طور کامل از جنین دیگر جدا شود و به شکل ناقص به بدن دیگری میچسبد. مطالب مرتبط --
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم تیر 1389ساعت 23:54  توسط قادرصلحی
|
یک دانشجو برای ادامه تحصیل و گرفتن دکترا همراه با خانواده اش عازم
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 15:32  توسط قادرصلحی
|
تهمت و دروغ را دشمن سفارش میدهد، منافق میسازد، عوامفریب پخش میکند، و عامی باور میکند… ——————————————————————————— به من بگو نگو ، نمیگویم ، اما نگو نفهم ، که من نمی توانم نفهمم ، من می فهمم .
+ نوشته شده در جمعه هفتم خرداد 1389ساعت 23:23  توسط قادرصلحی
|
یک (روز) خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند. از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن! در نهایت خانواده ی لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند. در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند. برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو تمیز کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند. بعد فهمیدند که نمک نیاوردند!
پیکنیک بدون نمک یک فاجعه خواهد بود، و همه آنها با این مورد موافق بودند. بعد از یک بحث طولانی، جوانترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد.
لاک پشت کوچولو ناله کرد، جیغ کشید و توی لاکش کلی بالا و پایین پرید، گر چه او سریعترین لاک پشت بین لاک پشت های کند بود! او قبول کرد که به یک شرط بره؛ اینکه هیچ کس تا وقتی اون برنگشته چیزی نخوره
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 22:57  توسط قادرصلحی
|
یک (روز) خانواده ی لاک پشتها تصمیم گرفتند که به پیکنیک بروند. از آنجا که لاک پشت ها به صورت طبیعی در همه ی موارد یواش عمل می کنند، هفت سال طول کشید تا برای سفرشون آماده بشن! در نهایت خانواده ی لاک پشت خانه را برای پیدا کردن یک جای مناسب ترک کردند. در سال دوم سفرشان (بالاخره) پیداش کردند. برای مدتی حدود شش ماه محوطه رو تمیز کردند، و سبد پیکنیک رو باز کردند، و مقدمات رو آماده کردند. بعد فهمیدند که نمک نیاوردند!
پیکنیک بدون نمک یک فاجعه خواهد بود، و همه آنها با این مورد موافق بودند. بعد از یک بحث طولانی، جوانترین لاک پشت برای آوردن نمک از خانه انتخاب شد.
لاک پشت کوچولو ناله کرد، جیغ کشید و توی لاکش کلی بالا و پایین پرید، گر چه او سریعترین لاک پشت بین لاک پشت های کند بود! او قبول کرد که به یک شرط بره؛ اینکه هیچ کس تا وقتی اون برنگشته چیزی نخوره
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اردیبهشت 1389ساعت 22:55  توسط قادرصلحی
|
هفت نصيحت مولانا :
+ نوشته شده در جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 17:1  توسط قادرصلحی
|
از بینندگان سایت پوزش میخواهم که چند وقتی مطالب نمیتوانم در سایت قرار دهم انشائ الله دوباره فعالیت سایت را شروع میکنم.
+ نوشته شده در جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 20:35  توسط قادرصلحی
|
بهمن ۱۳م, ۱۳۸۸ اگه کمی و فقط کمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را کمی بهتر کنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی میخواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی که معلوم نیست کی باشد نباشیم … در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید … ۱- گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم. ۲ -سعی کنیم بیشتر بخندیم. ۳- تلاش کنیم کمتر گله کنیم. ۴ – با تلفن کردن به یک دوست قدیمی، او را غافلگیر کنیم. ۵ -گاهی هدیههایی که گرفتهایم را بیرون بیاوریم و تماشا کنیم. ۶ – بیشتردعا کنیم. ۷ -در داخل آسانسور و راه پله و… باآدمها صحبت کنیم. ۸- هر از گاهی نفس عمیق بکشیم. ۹- لذت عطسه کردن را حس کنیم. ۱۰- قدر این که پایمان نشکسته است را بدانیم. ۱۱- زیر دوش آواز بخوانیم. ۱۲-سعی کنیم با حداقل یک ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم . ۱۳- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم. ۱۴- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم. ۱۵- برای انجام کارهایی که ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامهریزی کنیم! ۱۶- از تفکردرباره تناقضات لذت ببریم. ۱۷- برای کارهایمان برنامهریزی کنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته کار مشکلی است! ۱۸- مجموعهای از یک چیز (تمبر، برگ، سنگ، کتاب و… )برای خودمان جمعآوری کنیم. ۱۹- در یک روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم. ۲۰- گاهی در حوض یا استخر شنا کنیم، البته اگر کنار ماهیها باشد چه بهتر. ۲۱- گاهی از درخت بالا برویم. ۲۲- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم. ۲۳- گاهی کمی پابرهنه راه برویم!. ۲۴- بدون آن که مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی کنیم. ۲۵- وقتی کارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یک بستنی بخریم و با لذت بخوریم ۲۶- در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا کنیم. ۲۷- سعی کنیم فقط نشنویم، بلکه به طور فعال گوش کنیم. ۲۸- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم . ۲۹- وقتی از خواب بیدار میشویم، زنده بودن را حس کنیم. ۳۰- زیر باران راه برویم. ۳۱- کمتر حرف بزنیم و بیشترگوش کنیم .. ۳۲- قبل از آن که مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش کنیم و مراقب تغذیه خود باشیم . ۳۳- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و… را یاد بگیریم. ۳۴- اگر توانستیم گاهی کنار رودخانه بنشینیم و در سکوت به صدای آب گوش کنیم. ۳۵- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم. ۳۶- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نکنیم. ۳۷- به دنیای شعر و ادبیات نزدیک تر شویم. ۳۸- گاهی از دیدن یک فیلم در کنار همه اعضای خانواده لذت ببریم. ۳۹- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه کنیم. ۴۰- از هر آنچه که داریم خود و دیگران استفاده کنیم ممکن است فردا دیر باشد
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 21:31  توسط قادرصلحی
|
۱- بجوئید تا بیابید و بدانید با زحمت و تلاش چیزی را از دست نمیدهید (اسوپ، افسانهنویس یونانی) ۲- برنامههای توسعه مدیریتی ما در محل کار صورت میگیرد نه در کلاسهای مختلف آموزشی. (ژوزف شرسن) ۳- ترجیح میدهم که ملتم به سیاستهای اقتصادی من بخندند تا اینکه از ولخرجیهایم گریان شوند. (پادشاه سوئد) ۴ - برای آنکه مدیر شوید باید از پایین شروع کنید استثناء هم وجود ندارد. (هنری بلاک) ۵- با هشت ساعت کار صادقانه در روز میتوانید به ریاست برسید و روزی ۱۲ ساعت کار کنید. (رابرت فراست) ۶- برای بهبود ارتباطات کامپیوتری باید کمر بوروکراسی ایجاد شده را شکست. (مایکل آلبرشت) ۷- مدیران نالایق اغلب به نصیحت و مشاوره آخرین کسی که با او صحبت مینماید گوش میکند. (وارن بنیس) ۸- مدیر باید جرأت آن را داشته باشد که گاهی برخلاف رأی متخصصان عمل کند. (جیمز کالاگان) ۹- هیچ چیز برای کارمندان ارزشمندتر از سهیم کردن آنها در چرخه تصمیمگیری نیست. (جودیت باردویک) ۱۰- مدیریت مشارکتی این است که افراد مناسب را در زمان مناسب در چرخه تصمیمگیری وارد کنیم. (واین بارلو) ۱۱- با احتیاط بیندیشید اما با قاطعیت عمل کنید. (چارلز کالب کلتن) ۱۲- دیگران را عفو کنید ولی خود را هرگز. (بابیلیوس سایروس) ۱۳- سرپرست باید قبل از هرگونه اقدام انضباطی، تذکرات و اخطارهای لازم را بدهد. (موریس تراتر) ۱۴- تجربه را نمیتوان خلق کرد باید آن را تجربه کرد (آلبرت کامو) ۱۵- تجربه فرزند اندیشه است و اندیشه فرزند عمل. (بنجامین دیزرائیلی) ۱۶- رمز موفقیت، ثبات در پیگیری هدف است. (بنجامین دیرائیلی) ۱۷- اهداف بایستی مشخص، و اقعگرایانه و قابل سنجش باشند. (ویلیام دایر) ۱۸- هدف بزرگ زندگی، دانش نیست، عمل است. (توماس هنری هاکسلی) ۱۹- تجربه خوب است اما به شرطی که برای آن بهای گزاف نپردازیم. (باربر، کتاب هزار ضربالمثل) ۲۰- از خشم انسانهای صبور برحذر باشید. (جان درایدن) ۲۱-کلمات و جملات خوب، پرارزش و کم هزینهاند. (جورج هربرت) ۲۲- خطا را محکوم کن نه خطاکار را. (ویلیام شکسپیر) ۲۳- جمعآوری اطلاعات به عنوان اساس کار مدیریت است برای همین است که اکثر وقت روزانهام را صرف آن میکنم. (اندرو گراو) ۲۴- تجربه نامی است که شخص برای اشتباهاتش انتخاب میکند. (اسکاروایلد) ۲۵- یک راه کاملاً مؤثر برای کسب اطلاعات که توسط اکثر مدیران نادیده گرفته میشود بازدید از قسمتها و مشاهده مستقیم وقایع است. (اندرو گراو) ۲۶- بوروکراسی نه تنها مانعی بر سر راه دموکراسی نیست بلکه مکمل اجتنابناپذیر آن نیز هست. (ژوزف شومپیتر) ۲۷- اگر شرایط افراد ساعی و سختکوش بهتر از شرایط افراد کامل و تنبل نباشد، بنابراین دلیلی برای سختکوشی وجود نخواهد داشت. (جرمی بنتام ۱۸۳۸) ۲۸- به عنوان یک نظریه کلی، جبران خدمت براساس حقوق ثابت و بدون تغییر در هیچ گروه و طبقهای باعث ایجاد حداکثر علاقه نمیشود. (جان استوارت میل ۱۸۴۸) ۲۹- شخصی مدیر را اینگونه توصیف میکند: مدیر کسی است که با مراجعان ملاقات میکند تا بقیه کارکنان به کارشان برسند (هنری مینتزبرگ) ۳۰- مشکلات مدیریت همیشه به مشکلات مردم تبدیل میشود (سرپیتر دراکر) ۳۱- بسیاری از بهترین مشاغل در حقیقت وجود ندارند مگر اینکه فرد مناسبی را برای آنها استخدام کنیم. (جیمز چالنجر) ۳۲- مادامی که انسان در سر راه خود بایستد به نظر میرسد همه چیز سد راه اوست (رالف والدو امرسون) ۳۳- اگر فکر میکنید که رئیستان ابله است به خاطر داشته باشید که اگر باهوشتر بود، بیکار میشدید، (آلبرت گرانت) ۳۴- اگر انتظار پیشرفت و بهسازی کارکنان را دارید بایستی به آنها مسئولیت بدهید، باید به آنها بگوئید که اهدافشان چیست و باید به آنها اجازه دهید که کارشان را بکنند. (دیوید رادمن ۱۲۸۴) ۳۵- شما مجبور نیستید که رئیستان را دوست داشته باشید و او را تحسین کنید. همچنین نباید از وی متنفر باشید در هر حال باید او را به گونهای اداره کنید که بتواند منبعی برای موفقیت شخصی شما و موفقیت سازمان باشد. (پیتر دراکر) ۳۶- هیچ چیز محال نیست و هر کاری راهی دارد، اگر به اندازه شایسته، اراده داشته باشیم، به قدر کافی وسایل پیدا میکنیم. (لاروشفو کولد) ۳۷- از مخالفت نهراسید، فقط وقتی بادبادک میتواند بالا رود که با باد مخالف مواجه شود. (چرچیل) ۳۸- موفقیت از آن کسانی نیست که هر گز دچار ناکامی نمیشوند بلکه متعلق به آنهایی است که هرگز از تجدید مبارزه، بیم و هراس ندارند. (هانری کپ) ۳۹- رهبری یکی از چیزهایی است که نمیتوان آن را به کسی محول کرد یا باید آن را اجرا کنید و یا از آن کنارهگیری کنید. (رابرت گوی زویتا) ۴۰- انسان آنقدر ترقی میکند تا به جایی میرسد که دیگر کارآیی خود را از دست میدهد (پیتر دراکر) ۴۱- هنر پیشرفت آن است که نظم را در میان تغییر و تغییر را در میان نظم حفظ کنید. (وایتهد) ۴۲- هیچ چیز غیر از تغییر پایدار نیست. (هراکلیتوس) ۴۳- استعداد بزرگ بدون وجود اراده بزرگ وجود ندارد. (بالزاک) ۴۴- این مقام نیست که رهبر را میسازد، رهبر است که مقام را میسازد. (استانلی هافی) ۴۵- تنها عامل مؤثر برای نفوذ در دیگران آن است که نظر آنان را به مشارکت و همکاری جلب کنید. (هری اوراستریت) ۴۶- رمز موفقیت فرد در زندگی این است که برای لحظاتی که قرار است عهدهدار مسئولیت رهبری شود آماده باشد. (بنجامین دیزرائیلی) ۴۷- رهبر کسی است که بیش از دیگران میبیند، فراتر از آنچه که دیگران میبینند، میبیند و قبل از دیگران میبیند. (لروی ایمز) ۴۸- بهترین مدیر کسی است که قادر است افرادی خوب را برای کارهایی که میخواهد انجام شود انتخاب کند و آن قدر خوددار باشد تا از مداخله در کارهایی که آنها انجام میدهند پرهیز کند. (تئودور روزولت) ۴۹- یک رهبر کسی است که از بلندترین درختان بالا میرود، تمام موقعیت را در نظر میگیرد و فریاد میزند: «جنگل را اشتباه آمدهام» (استفان کاوی) ۵۰- زمانی که شما رهبر میشوید، حق فکر کردن را از دست میدهید (جرالد بروکس
+ نوشته شده در شنبه دهم بهمن 1388ساعت 23:36  توسط قادرصلحی
|
|